سلام عزیزان به وبلاگ دوست داشتنی خودتون خوش اومدین.امیدوارم مطالب این وبلاگ موردپسندتون واقع بشه.لحظه های خوش رابهتون آرزومیکنم.راستی نظریادتون نره چون من دونه به دونه نظراتونوچک میکنم.سربلندوپیروزباشین.آرزومندآرزوهایتان...
الانه که زنــــگ بـــزنه
الانه کــه اس بــده
الانه که...
وهميـــن روال ادامــه پيــدا ميـکنـه
تا زمـانــيکه بــاورت ميشــه "واقـعـا رفــــــته"
سلامتی اونایی که یـه روز بدون ما نمیتونستن ، الان یه روز با ما نمیتونن !!
هی لعنتی....
اونطوریم که تــــــــــو فکر میکنی نیست!!!
شاید روزی عاشقت بودم ....!
ولی ببین ...
بی تــــــــو هم زنده ام،
هم زندگی میکنم ....
فقط ....
گاهی در این میان ؛
یـــــــــــــــــــــادت....
زهر میکند به کامم زندگی را....
شب ها
به وقت خواب
از طرف من
وجدانت را ببوس
اگر بيدار بود … !!!!
چه حیف شد...
دیر فهمیدم برای عاشقی،
چرب زبانی کافیست...
يه سوال چند وقته ذهنمو خيلي درگير كرده ...!!!
آخه ما كه سني نداريم...
كي وقت كرديم اين همه بدبخت شيم ؟؟!!
خيلي وقته جز "بيخيال" حرفه ديگه اي برام نمونده...
بيخياله همه چيز..
خودمو بغل میگیرم و میگم:
غصه نخور...
شاید درست نشه ولی تموم که میشه!!
گــاهی تنهــا شــادی زندگــیم ایــن اســت کــه هیــچ کــس نمی دانــد تــا چــه انــدازه غمگــینم
سرنوشتم مثل قلیون شد...تا طعم داشتم با من بودند از طعم که
افتادم گفتند:سوخت...بریم!!!
حــــاضـــرم تـــمــام هــــسـتی ام را بـــدهــم تــــا یــــکـبــار دیــگــر
دســــــــتــــــان مـــــردانـــــــــه ات
را لــــمـــس کـــــنـم ...
یــادتــ؛ عــادتــ استــ
همیـن روزهــــا تـــرکش میکنـم
مثل سیگــــار
کـه سالهـاستـــــــ
نـخ آخــرش را میکشـــــم
غریبه ها که هیچ . . .
دوستان هم گاهی به اندازه ی دو سه خط بیشتر ، حوصله ات را ندارند . . .
شب كه ميشود دلم وجودت را ميخواهد,نه اينكه آغوشِ گرمت را نه,فقط اينكه باشي
و در گوشم بگويي*شب بخير*
چقدرسخته ازکسی که مدام بهت زل میزد....حالافقط یه نگاه بخوای!!!
من و تو
ما كه نشديم هيچ ...
من
نيمى از خودم را هم باختم
عاشق مردي شده ام...
که بوي مردانگي اش..
غرور زنانه ام را ديوانه میکند!
برچسب:
نویسنده: ارشیا