اصفهانی ها
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر پسرهای ناز اصفهانی مشخصات خود را بذارندممنوووووون
یزد
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر پسرهای ناز یزدی مشخصات خود را بذارندممنوووووون
اراک
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر پسرهای ناز اراکی مشخصات خود را بذارندممنوووووون
شیراز
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر پسرهای ناز شیرازی مشخصات خود را بذارندممنوووووون
کرمانی ها
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر یا پسرهای کرمان شماره و مشخصات خود را بذاریدممنووووووون
لرستان
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر پسرهای خفن لرستان مشخصات خود را بذارندممنوووووون
تبریز(ترک زبانهای عزیز)
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر پسرهای ناز تبریزی مشخصات خود را بذارندممنوووووون
اهواز(خوزستان)
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر پسرهای نازاهوازی مشخصات خود را بذارندممنوووووون
تصویرشمابرای دوستیابی
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
افرادی که میخوان تصویر و شماره تلفنشون در سایت ثبت بشه اینجا ادرس عکس آپلودشدشون رو بزارند تادر صفحه ی اول سایت نمایش داده شودبازم ممنون
تهرانی ها بالای 20 سال
-
تاریخ: 1392/5/12 ساعت: 14:16
فقط دختر پسرهای ناز تهرانی بالای 20 سال مشخصات خود را بذارندممنوووووون
سخنی از دکتر شریعتی
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
کاش میفهمیدی اونی که برای به دست آوردن محبت تو حاضره تنش رو در اختیارت بذاره... فاحشه نیست و اونی که بخاطر به دنبال خودش کشوندن تو تنش رو ازت میدزده باکره نیست... من به فاحشه بودن ذهن زنان باکره و باکره بودن ذهن زنان فاحشه ایمان دارم دكتر شریعتی..........................................................
آینه
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
آینه پرسیدکه چرادیر کرده است؟ نکنددل دیگری اورا اسیرکرده است؟ خندیدموگفتم او فقط اسیرمن است. تنها دقایقی چندتأخیر کرده است. گفتم امروز هوا سردبوده است شاید موعدقرارتغییرکرده است. خندیدبه سادگیم و آینه گفت: احساس پاک تورازنجیر کرده است. گفتم ازعشق من چنین سخن نگو گفت خوابی سالها دیرکرده است. در آینه ...
خیانت
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
در حالِ عشق بازی بودیم که موبایلم زنگ خورد، سرم را از لای پاها درآوردم، دستم دراز شد و گوشی را که صدای زنگ دومش هم داشت در می آمد، از کنار تخت برداشتم، نگاه کردم، بر صفحه اسم حمید افتاده بود که بعید بود از روی ملال و بی حوصلگی زنگ زده باشد، مدت زیادی نبود که هم را می شناختیم. درست ده ماه پیش، توسط ه...
وفادار
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم! دختر : تو باز دوباره گفتی ضعیفه؟؟؟ پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟ دختر : واااای... از دست تو!!! پ: باشه... باشه...ببخشید «ویکتوریا» خوبه ؟ ... د: اه... اصلا باهات قهرم. پ: باشه بابا... تو «عزیز منی»، خوب شد؟... آَشتی؟ د: آشتی، راستی... گفتی...
نامه ای به یک فاحشه !
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خ...
عشق تاریخ مصرف دارد ؟؟؟
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
امروز روز دادگاه بود ومنصور ميتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه كرد چه دنياي عجيبي دنیای ما. يك روز به خاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمي شناختم وامروز به خاطر طلاقش خوشحالم. ژاله و منصور 8 سال دوران كودكي رو با هم سپري كرده بودند.انها همسايه ديوار به ديوار يگديگر بودند ولي به خاطر ورشكسته شد...
خیانت
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت : - می خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید : - نام دختر چیست ؟ مرد جوان گفت : - نامش سامانتا است و در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید و گفت : - من متاسفم به جهت این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر ...
خانوم محترم
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
چند روز پیش تولدم بود ...تعداد کمی از بازدید کننده هام بهم تبریک گفتند . با یه داستان کوتاه بروزم ... نظر یادتون نره .عصر جمعه است و دلم گرفته . می زنم تو خیابون و از سرازیری توی بلوار پیاده میرم سمت پله های پارک که یهو یه ماشین بوق می زنه ، به روی خودم نمیارم و به سرعت قدمهام اضافه می کنم. کمی جلوت...
پیرمرد
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
يه مرد ۸۰ ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟ دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب… بذار يه داستان برات تعريف كن...
سخنی از دکتر شریعتی
-
تاریخ: 1392/5/7 ساعت: 2:15
کاش میفهمیدی اونی که برای به دست آوردن محبت تو حاضره تنش رو در اختیارت بذاره... فاحشه نیست و اونی که بخاطر به دنبال خودش کشوندن تو تنش رو ازت میدزده باکره نیست... من به فاحشه بودن ذهن زنان باکره و باکره بودن ذهن زنان فاحشه ایمان دارم دكتر شریعتی..........................................................