سلام عزیزان به وبلاگ دوست داشتنی خودتون خوش اومدین.امیدوارم مطالب این وبلاگ موردپسندتون واقع بشه.لحظه های خوش رابهتون آرزومیکنم.راستی نظریادتون نره چون من دونه به دونه نظراتونوچک میکنم.سربلندوپیروزباشین.آرزومندآرزوهایتان...
شما هیچ طعام هست؟همه گفتند :به حق خدای که تورا به رسالت به خلق فرستاد که نزد ما جز آب نیست.
رسول اصحاب را گفت :کیست که امشب او را مهمان کند که رحمت خدای بر او باد؟مردی از انصار گفت :من او را
مهمان کنم یا رسول الله.و او را به خانه اورد و به زن گفت :پیش ما جز قوت کودکان نیست.گفت:این مهمان
رسول است او را گرامی بدار و هیچ چیز از او ذخیره مگذار.گفت: برخیز و کودکان را به تعلل و بهانه از قوت خویش
مشغول گردان تا در خواب روند و چیزی نخورند.بعد از آن چراغ برافروز و انچه هست پیش مهمان آور چون به خوردن
مشغول شود برخیز که به اصطلاح چراغ میکنم و چراغ را در اصطلاح کردن بکش و بیا تا زبان را میخاییم و دهان را
می جنبانیم چنان که او پندارد که ما می خوریم تا سیر گردد.زن برخاست و طفلان را به بهانه در خواب کرد
و فرمان شوهر به جای آورد و مهمان گمان چنان کرد که ایشان با او می خورند .تا سیر بخورند و ایشان گرسنه
خفتند.بامداد چون پیش رسول آمدند به روی ایشان نظر کرد و تبسم نمود و فرمود که حق تعالی دوش از
فلان و فلانه تعجب کرد و این آیت فرود امد که:<و انانرا هر چند خود نیازمند باشند بر خود می گزینند..سوره ی حشر آیه ی ۹
برچسب:
نویسنده: ارشیا